صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

159

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

توقّف نمىكند ، بلكه به درجهء ديگرى مىپردازد تا به اوج آن ؛ يعنى فنا برسد . كاشانى هم اين نظر را دارد . نظر گنابادى در اين باب مفصّل است و ما به اختصار بسنده مىكنيم . او مىگويد : « بالاترين مرتبه‌هاى تقوا همان بيزارى جستن از بديهاى نفس و انگيزه‌هاى ضد عقلى آن است ، كه اين مقام استغفار است ، دومين مرتبهء آن ، انصراف از آن و طلب رهايى از آن با گريز از آن ، كه همان مقام توبه است ؛ مرتبهء سوم ، بازگشت به جانشينان خداوند و واسطه‌هاى او ، بين او و مردم است كه همان مقام انابه است . » وى به اين مراتب با توجّه به آيهء اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ « 1 » . مىگويد : مرتبهء چهارم تقوا همان خويشتن‌دارى از مخالفت با سخن او ، با پيروى از اوامر و نواهى اوست . مرتبهء پنجم ، بيزارى جستن از وقوف بر ظاهر امر و طلب باطن و روح آن است . گنابادى بر اين باور است كه در توان عوام مردم نيست كه به اين مراتب برسند و يكى را پس از ديگرى طى كنند ؛ و آنهايى كه مىتوانند از تقواى شبهات بگذرند ، خواص‌اند ؛ و از تقواى شبهات به تقواى مباح از خواصّ خواص . و وقتى كه متّقى به روح و باطن اعمال برسد ، به مرتبهء آخر تقوا رسيده است كه همان خويشتن‌دارى از رذايل با كامل نمودن خصلتهاست ؛ بدين ترتيب رو به كمال است تا به مرتبه‌اى مىرسد كه احساس مىكند ، لا حول و لا قوّة إلّا باللّه . اين مرتبه ، خويشتن‌دارى از نسبت افعال به غير خداوند ، و خروج از شرك فعلى به توحيد و توحيد فعلى ناميده مىشود . و اگر دريابد كه اوصاف وجودى همچون افعال ، نسبتشان به خداوند به صدور و وجوب است و به غير خداوند به ظهور و قبول و همه مظاهر صفات خداوندند ، و آن مرتبهء خويشتن‌دارى از نسبت دادن اوصاف به غير خداوند است . كسانى كه دوستدار شناخت و آگاهىاند ، از مراجعه به تفسير معروف بيان السعادة فى مقامات العبادة كه گنجينه‌اى از گنجهاى پنهان است ، بىنياز نيستند .

--> ( 1 ) - هود ( 11 ) آيهء 90 : و از پروردگار خويش آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد .